اثبات توسل در کلام علمای حنفی دیوبند مولوی خلیل احمد سهارنپوری
کد مطلب:4 تاریخ انتشار:23 آبان 1402 - 04:58 تعداد بازدید563
مقالات » توحید
اثبات توسل در کلام علمای حنفی دیوبند مولوی خلیل احمد سهارنپوری

اثبات توسل به انبياء و صلحا و اولياء و شهدا و صديقان بعد از وفات اعتقاد علمای حنفی دیوبندی

 
اثبات توسل در کلام علماي حنفي ديوبند از زبان مولوي خليل احمد سهارنپوري
توسل به به انبياء و صلحا و اولياء و شهدا و صديقان چه در حيات و چه بعد از وفات در طول تاريخ يکي از اشتراکات مذاهب اسلامي بود تا اينکه اين عقيده مسلم مسلمانان توسط عده اي مورد هجمه قرار گرفت تا جاي که مخالفين توسل، عموم مسلمانان را به خاطر اين عقيده به شرک متهم نمودند.
و امروزه با توجه به رسوخ و نفوذ وهابيت در بين اهل تسنن عده زيادي از اين افراد به انحراف کشيده شده و فکر مي کنند که اعتقاد به توسل يک عقيده باطل، شرک آلود و از عقايد شيعيان است،  عموم اين افراد در حالي چنين اشتباهي را مرتکب شده اند که نمي دانند اين اعتقاد بر گرفته از قرآن، سنت و سيره بزرگان و علماي خودشان در طول تاريخ بوده است.
با توجه به عدم آگاهي لازم در بين اهلسنت بر آن شديم تا اين عزيزان را با عقايد بزرگان خودشان آگاه نماييم.

جايگاه مدرسه ديني ديوبند
از آنجاي که عموم اهلسنت حنفي در كشور ما و به خصوص احناف استان سيستان و بلوچستان مدعي هستند که تابع مدرسه ديوبند هند مي باشند ما قصد داريم نظر بزرگان مکتب ديوبند هند در اين موضوع را ذکر کنيم ولي قبل از ارائه اين مستندات لازم است تا جايگاه مکتب ديوبند از منظر خود علماي اهلسنت حنفي منطقه بيان شود

جائگاه ديوبند و علماي آن از نظر مولوی عبدالحميد:
يکي از کتبي که در معرفي عقايد علماي ديوبند توسط مولوي قاري محمد طيب به ترجمه مولوي نجم الدين درکاني نوشته شده است کتاب انديشه ديني و شيوه عملي علماي ديوبند است
مولوي عبدالحميد در تقريظ به کتاب انديشه و شيوه عملي علماي ديوبند تصريح مي کند که:

تقريظ و تاييد مولوي عبدالحميد
آري شرايط فعلي جهان اسلام و افراط گري بعضي از افراد و گروه ها مقتضي َآن بود که روش معتدلانه علماي ديوبند به طور روشن براي دوستداران اسلام در اين شرايط تبيين شود، تا جويندگان حق و واقعيت با تاسي به آنان راه حق را ادامه دهند...
توصيه بنده آن است که عزيزان حق طلب و پژوهشگر اين کتاب را با دقت مطالعه کنند و از دعاي خيرشان مولف، مترجم و اين حقير را فراموش نفرمايند

بعد از نظر عبدالحميد مترجم کتاب مولوي نجم الدين درکاني هم چنين مي گويد:

روش معتدلانه علماي ديوبند به طور روشن براي دوستداران اسلام در اين شرائط تبيين شود تا جويندگان حق و واقعيت با تاسي به آنان راه حق را ادامه دهند...گفتني است هدف از نشر اين اثر آشنايي با طرز تفکر روش و مسير فکري مجدد بزرگ حضرت مولانا عبدالعزيز و تمامي علماي ديوبند است در واقع تفکر علمي و عملي  زاهدان نيز همين است به تعبير ديگر ميتوان گفت اين اثر معرف تفکر و انديشه ديني فرزندان دار العلوم زاهدان است کوتاه سخن اينکه انديشه ديني علماي ديوبند در مسائل اجتهادي عمل کردن به فقه حنفي است
انديشه ديني و شيوه عملي علماي ديوبند مولانا قاري محمد طيب ص 10

آنچه که در بيان مولوي عبدالحميد و علمای حنفی ایران مهم مي باشد اين است که صراحتا مي گويد تفکر علمي و عملي و انديشه ديني ما همان روش و مسلک ديوبند مي باشد که بر اساس فقه حنفي پايه گذاري شده است

مولوي عبدالرحمن چابهاري: ديوبند الازهر آسيا است

يکي ديگر از بزرگان و علماء معاصر اهلسنت که در معرفي ديوبند قلم زده است مولوي عبدالرحمن چابهاري مي باشند که در مورد دارالعلوم ديوبند چنين مي فرمايند:

((شيوه ديني و ملي اين موسسه مذهبي به تدريج آوازه اي يافت و در رديف بزرگترين مدارس مذهبي عربي آسيا جاي گرفت و دانشجويان از همه کشور هاي اسلامي بدانجا سفر کردندو حتي کساني آن را ازهر آسيا نام نهادند))
اعتدال در مسلک ديوبند شيخ الحديث مولانا عبدالرحمن چابهاري  صفحه34

اکنون که جايگاه اين مدرسه از کلام علماي حنفي در ايران مشخص شد مشروعيت توسل به انبياء و صلحا و... بعد از وفات را در کلام بزرگان ديوبند ذکر مي کنيم.

جايگاه کتاب المهند
يکي از بزرگترين علماي و مهم ترين کتب اعتقادي ديوبند خليل احمد سهارنپوري و کتاب المهند مي باشد که ين کتاب توسط مولوي عبدالرحمن چابهاري، امام جمعه اهل تسنن چابهار با نام عقايد اهلسنت و الجماعت در رد بدعت و وهابيت ترجمه شده و چندین بار چاپ مجدد شده است.
در اعتبار اين کتاب همين بس که بسياري از علماي اهل تسنن به اين کتاب تقريض زده و عقايد مطرح شده در کتاب را به عنوان عقيده اهل تسنن تاييد نموده اند که جناب مولوي چابهاري در مقدمه ترجمه به اين نکته اشاره کرده چنين مي گويد:

((اسامي علماي جهان که بر المهند مهر تاييد زدند
بيست و شش سوالي که از سوي علماي مذاهب اربعه ي حرمين شريفين براي علماي ديوبند ارسال شد، و مولانا خليل احمد سهارنپوري& به نمايندگي از طرف(علماي ديوبند) به تحرير جواب هاي آن پرداختند و همه را با کمال دقت و تحقيق و متانت مرقوم فرمودند،جهت تاييد و توثيق ساير علماي حق پرست هند به محضرشان تقديم گرديد.از آن جايي که جوابيه ي حضرت مولانا سهارنپوري،خلاصه و آيينه ي تمام عقايد کليه ي علماي رباني هند بود نه تنها به تاييد آن اکتفا ننمودند، بلکه آن را عقيده ي خود و عقيده ي  مشايخ و اساتيد خود مرقوم کردند. ذيلاّ اسامي مبارک بزرگواراني را که بر اين جزوه تقريظ و تاييده مرقوم فرموده اند مي نويسم))

المهند علي المفند مولانا خليل احمد سهارنپوري صفحه91

جناب مولوي چابهاري بعد از ذکر اين مطلب تاييده 23 نفر از علماي ديوبند و هند را ذکر ميکند که در بين اين اسامي،  بزرگاني همچون شيخ الهند مولوي محمود الحسن، مولوي عزيز الرحمن مفتي دارالعلوم ديوبند و مولوي علي تهانوي وجود دارند.
بعد از ذکر اسامي علماي هند، جناب مولوي چابهاري اسامي 30 نفر از علماي حرمين شريفين را در تاييد اين کتاب ذکر مي کنند که مي توان به مولوي محمد سعيد بابصيل شافعي شيخ علماي مکه و امام و خطيب مسجد الحرام و همچنين به مفتي محمد عابد مالکي،مفتي مذهب مالکي در مکه مکرمه اشاره کرد.
 و همچنين در ادامه اسامي 14 نفر از علماي الازهر مصر و سوريه و ساير بلاد اسلامي را بيان مي فرمايند که از جمله آنان شيخ سليم بشري شيخ دانشگاه الازهر شريف مي باشد.
اکنون ما علاوه بر اثبات جايگاه علمي مدرسه ديوبند وعلماي اين مکتب،جايگاه کتاب المهند را هم ثابت نموديم و اين مسئله قطعي مي باشد که موارد اين کتاب اعتقاد جمهور اهلسنت مي باشد.

اثبات توسل در کلام خليل احمد سهارنپوري و کتاب المهند
همانگونه که در قسمت معرفي علماء اشاره شد مهم ترين کتاب مولوي خليل احمد سهارنپوري کتاب المهند مي باشد که اين کتاب را مولوي چابهاري ترجمه نمودند.
مولوي خليل احمد سهارنپوري در پاسخ به ادعا و تهمت شرک و بدعت دانستن توسل به انبياء و اولياء در اين کتاب چنين مي گويد:

(((3) آيا جايز است بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و سلم در دعاها به ايشان توسل کنند يا خير؟
(4) آيا به نظر شما توسل به سلف صالح اعم از انبياء^ و صديقان و شهدا و اولياي خداوند جايز است يا خير؟
نزد ما و مشايخ ما توسل به انبياء و صلحا و اولياء و شهدا و صديقان در دعاها چه در حال حيات آنان و چه بعد از وفات ايشان به اين طريق جائز است که گفته شود پروردگار من به سوي تو به فلان بزرگوار توسل مي کنم که دعايم را مستجاب و حاجتم را بر آري و يا مشابه اين کلماتي ديگر بگويد چنان که شيخ و آقاي ما سيد محمد اسحاق دهلوي (رحمة الله عليه) بدان تصريح فرموده و سپس آن را شيخ و مولاي ما رشيد احمد گنگوهي در مجموعه فتاوايش بيان داشته))
محقق کتاب جناب مولوي محمد سليم آزاد که خود يکي از علماي سرشناس معاصر اهلسنت در منطقه بلوچستان مي باشد به عنوان محقق کتاب در پاورقي  و ذيل همين بحث چنين مي گويد:
((پس درست نيست گفته شود توسل به نبي به زمان زندگي دنيوي ايشان اختصاص داشت و بعد از فوت ايشان جائز نيست،چون مبناي توسل، قرب و جايگاه متوسل به در نزد پروردگار است
و اين فضيلت و امتياز براي انبيا و صديقان و شهدا پس از مرگ هم باقي است...
امام ولي الله دهلوي نيز متذکر شده اند و از آداب دعا تقديم ثنا بر خداوند متعال و توسل به نبي است تا دعا قبول شود))

المهند علي المفند مولوي خليل احمد سهارنپوري صفحه36

آنچه که در بيان مولوي خليل احمد سهارنپوري و محقق کتاب جناب مولوي محمد سليم آزاد آمده است تصريح بر اين شده است که توسل به انبياء اولياء خدا بعد از وفات جائز است و این عقیده جمهور اهل تسنن می باشد و اکنون پرسشي از وهابيت و منکرين جواز توسل به انبياء و اولياء بعد از وفات داريم

سوالات ما:
آيا از نظر شما علماي حنفي ديوبندي مشرک مي باشند؟
آيا مولوي عبدالحميد و مولوي چابهاري و دیگر طلابی که در دارالعلوم زاهدان تحصیل می کنند مشرک هستند؟
آیا شما معتقد هستید که مولوی عبدالحمید و دیگر علمای حنفی بلوچستان از عقائد جمهور اهلسنت و مکتب دیوبند دست کشیده  و اعتقاد به مشرک بودن سلف خویش می باشند؟

خادم کوچک اهلبيت: علي شريفي
 


Share
نظر شما